تبليغاتX
زندگینامه مولانا محمد عمر سربازی

Image چرا پس از سی سال از گذشت انقلاب مسئولان به فکر برنامه‌ریزی برای اداره این مدارس افتاده‌اند؟  آیا تا کنون مدارس دینی اهل‌سنت چه نقصی در تربیت عالمان دین داشته‌اند که هم اکنون مسئولان برای رفع آن اقدام می‌کنند؟

----------------------------------------------------------

 

جناب آقای دکتر احمدی نژاد
ریاست محترم جمهور و رئیس شورای عالی انقلاب فرهنگی
با سلام و احترام
همانگونه که مستحضر هستید در مورخه 8/8/86 در جلسه 613 شورای عالی انقلاب فرهنگی اساسنامه شورای دولتی برنامه‌ریزی مدارس علوم دینی اهل‌سنت تحت ریاست جنابعالی به تصویب رسید صرف نظر از نیت و قصد خیرخواهانه تصویب کنندگان این مصوبه از آنجایی که جنابعالی بعنوان مجری قانون اساسی و بعنوان رئیس جمهور ایران اسلامی نمایندگی همه ملت را بعهده دارید به همان نسبت در دفاع از حقوق شهروندان مسئول هستید و ما نیز چون برگزیده از سوی هموطنان اهل‌سنت هستیم و توسط رأی دهندگان و موکلانمان وظایف بسیار مهمی به ما سپرده شده است که باید در سنگر مجلس از آنها دفاع کنیم، در این راستا و پس از تصویب این مصوبه که می‌بایست با حضور علمای اهل‌سنت و خبرگان آنها و یا حداقل با همفکری و مهم اندیشی نمایندگان اهل‌سنت در مجلس انجام می‌شد اعتراضات بسیاری از سوی علما و مسئولان مدارس دینی کتباً و شفاهاً به نمایندگان اعلام شده است که ما لازم دیدیم مطابق سوگندی که یاد کرده‌ایم اعتراض خودمان رادر این باره اعلام داریم و خواستار لغو و یا تجدید نظر درباره این مصوبه که درعمل قابل اجرا نیست باشیم و سخنانمان را مستدل به دلایل ذیل نموده و قبل از آن پرسشهایی را مطرح می‌نماییم.

                 Image
1
- چرا پس از سی سال از گذشت انقلاب مسئولان به فکر برنامه‌ریزی برای اداره این مدارس افتاده‌اند؟
2
- آیا تا کنون مدارس دینی اهل‌سنت چه نقصی در تربیت عالمان دین داشته‌اند که هم اکنون مسئولان برای رفع آن اقدام می‌کنند؟
3-
 تا کنون چه برنامه‌های ضد وحدت در این مدارس اجرا می‌شده که هم اکنون نیاز به نشر فرهنگ تقریب می‌باشد. آیا این برنامه تنها مختص مدارس اهل‌سنت است یا در حوزه های اهل تشیع هم نیز لازم الاجرا است.
4-
 چه کمبودی از لحاظ کیفی به نظر می‌رسد که اخیراً متوجه آن شده‌اند مگر نه این است که از آغاز انقلاب مراکز بزرگ اسلامی با چنین اهدافی در کردستان و ترکمن صحرا تأسیس شده‌اند و عملاً پس از سی سال از لحاظ دستاورد کیفی و کمی هیچ اثر مثبتی را نداشته است.
5- 
اهل‌سنت انتظار داشت که در سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی کارهای مستمری که در حول محور این تفکر باشد انجام شوند اما متاسفانه با خبر این مصوبه ذهن و اندیشه بسیاری از هموطنان ما مکدر شد و نسبت به کمرنگ کردن این شعار تأثیر زیادی داشت.
ما انتظار داشتیم که از سوی ریاست جمهور محترم که شعار مهرورزی و عدالت گستری می‌دهند زمینه اجرای اصول دوازده و پانزده بیشتر فراهم شود نه اینکه مدارس دینی ما مجبور شوند به زبان فارسی تدریس کنند که این کار جز تحریک احساسات و ایجاد بدبینی فایده‌ای ندارد.
چگونه می‌شود که برای مدارس اهل‌سنت کسانی برنامه‌ریزی کنند که آشنایی کامل با روحیات و مطالبات و وضعیت فکری و فقهی آنان به طور کامل ندارند که این مداخلات در زمانی که دشمنان در منطقه در صدد اشتعال آتش فتنه و تفرقه در بین مسلمانان هستند هیچ فایده و بهره‌ای نخواهد داشت. ما نظر به بررسی همه جانبه این مصوبه و نا رضایتی علمای اهل‌سنت و مخالفت با اصول قانون اساسی از جنابعالی می‌خواهیم که دستور فرمایید تا نسبت به لغو این مصوبه و عدم دخالت دولت در اداره مدارس دینی اهل‌سنت اقدام نموده و همانگونه که افتخار حوزه‌های اهل تشیع عدم دخالت دولت در اداره آنها و استقلال آنهاست چنین روشی را نیز نسبت به مدارس دینی اهل‌سنت اعمال نمایند و نسبت به تحکیم پایه‌های وحدت اسلامی حسن نیت خود را نشان دهند./ت
مجمع نمایندگان اهل‌سنت

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 5:50  توسط حنظله  | 

تکذیب سخنان منتسب به شیخ الاسلام



شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید:
اخیراً پیرو جلسه‌ای که دبیر شورای برنامه‌ریزی مدارس اهل‌سنت و نماینده ولی فقیه در امور اهل‌سنت استان سیستان و بلوچستان و برخی مسئولین استانی با علما و مدیران مدارس دینی اهل‌سنت استان داشته‌‌اند، طرح به اصطلاح ساماندهی مدارس اهل‌سنت که در واقع مداخله در امور مدارس است و اکثریت قاطع روحانیت اهل‌سنت و مدیران مدارس دینی با اجرای آن مخالف‌اند بنده هم به نوبه خویش آنرا کاملا رد نموده و گفتم این طرح نه به صلاح حکومت است و نه به صلاح اهل سنت، و به هیچ وجه ما این طرح را نمی‌پذیریم، ولی متأسفانه برخی جراید و روزنامه‌ها (مثل ایران زمین {ضمیمه روزنامه ایران} شماره 3971 دوشنبه 17تیر) امانتداری را زیر پا گذاشته و با نقل اخبار کذب مبتنی بر قبول اجرای تدریجی این طرح توسط اینجانب، باعث تشویش اذهان عمومی شدند که بنده لازم دیدم از این طریق مطالب مندرجه در آن جراید را تکذیب نمایم.اصل سخنان بنده این بود که نظارت حق حاکمیت است و این نظارت کما فی السابق از دور صورت بگیرد و نباید تبدیل به دخالت شود ولی مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی که به حاکمیت اجازه تصرف کامل در امور مدارس اهل‌سنت را می‌دهد مغایر با اصل دوازدهم قانون اساسی است که به اهل‌سنت آزادی کامل در امور مذهبی و تعلیمی را داده است و اصلاً اجرای این طرح برای جامع اهل‌سنت قابل قبول نیست.

سنی آنلاین
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 5:40  توسط حنظله  | 

در ادامه واکنشها به مصوبه هیئت دولت مبنی بر اداره مدارس توسط دولت
ووابستگان آنها، یعنی حکومتی کردن مدارس(شما بخوانید:انحلال مدارس دینی!)
؛ ودر رابطه با نقش حوزه های علمیه در حیات اجتماعی وفردی مردم؛ نشریه
تجربی طلاب دارالعلوم زاهدان مصاحبه ای با جناب استاد حافظ محمدعلی-حفظه الله-
مدیریت محترم حوزه علمیه امام ابو حنیفه رحمة الله علیه واقع در عظیم
آباد سیستان انجام دادند که طبق وعده ای که حاجی ورنا داده بود متن کامل آن تقدیم بازدیدکنندگان می گردد.

                                      


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 5:37  توسط حنظله  | 



به گزارش آژانس خبری تفتان به نقل از العربیه سخنگوى آية الله العظمى اسحاق الفياض يكى از مراجع چهارگانه شيعیان در نجف ،درمصاحبه ويژه ای با العربيه.نت، صدور فتوا توسط مرجع ياد شده ،مبنی بر مجاز دانستن دوختن پرده بكارت از بين رفته در نتیجه زنا را تاييد كرد، به عقیده این مرجع چنین عملی باعث حفظ حيثيت وكرامت خانواده واقوام او ميشود.شيخ على الربيعى سخنگوى آية الله الفياض ضمن مصاحبه خود علل صدور فتواى دیگری از سوی اين مرجع شيعي عراقی را بيان كرد كه مى گويد مرجع نبايد قدرت سياسى را بدست داشته باشد.لازم به ياد آوريست كه آية الله العظمى اسحاق الفياض يكى از چهار مرجع بزرگ نجف ،در کنارآیت الله العظمی على سيستاني ، وآیت الله شيخ محمد سعيد الحكيم و آیت الله شيخ بشير النجفي است وی در اصل أفغانی تبار می باشد و در سن 14 سالگى به نجف هجرت كرده بود

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 6:47  توسط حنظله  | 

وَإِنْ نَکَثُوا أَیْمَانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُوا فِی دِینِکُمْ فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْکُفْرِ إِنَّهُمْ لَا أَیْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ یَنْتَهُونَ)
(سران کفر و نفاق هیچگونه عهد و پیمانی ندارند و به قول و قرارشان پای بند نیستند پس با آنان بجنگید تا از ظلم و فساد دست بردارند و توهین به مقدسات و طعنه زدن به اسلام را ترک نمایند.)
جوانان و دلیر مردان غیور اهل سنت ایران!شما روزانه شاهد ظلم و جنایات بی شماری هستید که از ناحیه ی رژیم ستم پیشه ی رافضی بر شما و سایر برادران و خواهران شما در سراسر ایران اعمال می شود،جوانان اهل سنت به اتهامات واهی و دور از واقعیت،راهی زندان و چوبه های دار می شوند و یا مورد توهین،شکنجه و آزار قرار می گیرند،روحانیون حق گوی و حق خواه اهل سنت با دسیسه و نیرنگ سر به نیست،ترور و اعدام می گردند و صدای مظلومیت و حق خواهی آنان در هیچ رسانه و نشریه ای در کشور منعکس نمی شود.
جوانان غیور و دلیر مردان اهل سنت ایران زمین!وقت آن رسیده است که به خود آیید و برای اعاده ی حقوق از دست رفته خودتان و برای دفاع از عقیده و ناموس و شرف اسلام و صحابه پیامبر صلی الله علیه وسلم به پا خیزید و انتقام خون شهدای اهل سنت را _که فقط به خاطر عقیده و دفاع از اسلام جان خودشان را از دست داده اند_از نابکاران و چنگیزیان زمان بگیرید.
به وظیفه دینی و اسلامی خودتان عمل کنید و زبونی و ترس را کنار بگذارید و جهاد را فرا راه خودتان قرار دهید تا از ذلت و خواری نجات یابید

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 17:22  توسط حنظله  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 17:20  توسط حنظله  | 

حفظ حرمت صحابه حفظ حرمت رسالت است نسخه PDF چاپ ارسال به دوست
09 تیر 1387 ساعت 17:53
شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید ، امام جمعه اهل سنت زاهدان
شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید
شیخ الاسلام: دشمنان همواره سعی کرده‌اند تا مسلمانان را نسبت به اصل اسلام یعنی خلفای راشدین، اهل‌بیت و دیگر بزرگان صحابه بدگمان کنند... حرمت صحابه باید حفظ شود و از به کار بردن کلماتی همچون غاصب و ظالم و... شدیداً پرهیز شود.

 ----------------------------------------

امام‌جمعه اهل‌سنت زاهدان خطبه نماز جمعه این هفته را با  تلاوت آیه مبارکه «و الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا و إن الله لمع المحسنین»آغاز کردند. ایشان بااشاره به اینکه این ایام مصادف است با رحلت خلیفه اول مسلمانان، حضرت ابوبکر صدیق و آغاز خلافت حضرت عمر فاروق رضی‌الله‌عنهما فرمودند: مذاکره حکایات بزرگان و نقل تاریخ صالحین و بیان سیرت و زندگی آنها مایه هدایت و رشد برای امت اسلامی می‌باشد.
امام جمعه اهل‌سنت زاهدان موفقیت و کارآمد بودن یک انسان به عنوان رهبر و مرشد را در داشتن یاران و همراهان خوب و مشاورانی توانمند، مقتدر و با بصیرت عنوان کردند و سید المرسلین را  بهترین رهبر و مرشدی دلسوز معرفی کرده و بعثت آن حضرت صلی‌الله‌علیه‌وسلم را منبع نور وهدایت برای بشریت دنیا تلقی نمودند.
مولانا عبدالحمید حفظه‌الله یکی از اسباب موفقیت رسالت پیامبر اکرم را صحابه ایشان دانستند و روایتی از مسند امام بزار را نقل کردند:
خداوند متعال به قلوب تمام انسانها نگاه کردند و قلب حضرت محمد صلی‌الله‌علیه‌وسلم را بهترین قلب یافتند و ایشان را به عنوان آخرین پیامبر انتخاب فرمودند، سپس بعد از قلوب انبیا، از میان انسانها قلوب صحابه را برای یاری و مصاحبت سیدالبشر برگزیدند.
ایشان با اشاره به این که نزد جمهورعلمای اسلام حضرت ابوبکر صدیق رضی‌الله‌عنه    افضل این امت می‌باشد فرمودند: صحبت کردن در مورد صدیق اکبر مستلزم  توانمندی و شایستگی بالایی می‌باشد.
سیدنا ابوبکر صدیق رضی‌الله‌عنه از اولین کسانی است که به اسلام گروید. چنان که رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم در حدیثی می‌فرمایند: «شما همه از من معجزه خواستید و مسلمان شدید اما ابوبکر صدیق بدون معجزه ایمان آورد». از میان زنان حضرت خدیجة الکبری، از بزرگان ابوبکر صدیق و از کودکان حضرت علی و از غلامان طبق بعضی نظریات حضرت زید بن حارثه  جزو اولین افرادی بودند که  ایمان آوردند.
 خطیب نماز جمعه زاهدان در ادامه به ایثارگری‌ها و جانفشانیهای حضرت صدیق اکبر اشاره نموده و فرمودند: درموقعیتی  که اسلام آوردن به معنای از دست دادن مال و جان تلقی می‌شد حضرت ابوبکر اسلام را باجان و دل پذیرفت و بارها به خاطر اسلام و حمایت از حضرت رسول صلی‌الله‌علیه‌وسلم مورد تهدید قرار گرفت و جانش را سپری برای محافظت از رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم  قرار‌ داد. موقعی که حضرت نبی کریم درحرم مورد تهدید و تعرض قرار گرفت‌، ابوبکر صدیق ساکت ننشست و برای دفاع از آن حضرت صلی‌الله‌علیه‌وسلم  به پا خواست،  به طوری که مشرکان مکه پیامبر را رها کرده و به جان ابوبکر صدیق افتادند و ایشان را چنان زدند  که در مدینه خبر مرگ ایشان منتشر شد.
 ایشان در ادامه ضمن اشاره به واقعه هجرت آن حضرت صلی‌الله‌علیه‌وسلم از مکه به مدینه فرمودند: وقتی اجازه هجرت مسلمانان از مکه به مدینه از طرف خداوند نازل شد، پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم خطاب به ابوبکر صدیق رضی‌الله‌عنه فرمودند: ای ابوبکر «علی رسلک» شما بایستید که به من اجازه هجرت برسد. صدیق اکبر فرمودند: آیا به شما هم اجازه هجرت داده می‌شود؟ حضرت رسول صلی‌الله‌علیه‌وسلم  فرمودند بله.  لذا حضرت ابوبکر صدیق رضی‌الله‌عنه برای سفر هجرت، دو شتر یکی برای آن حضرت صلی‌الله‌علیه‌وسلم و یکی برای خودش  پرورش داد.
 خلاصه هجرت صورت گرفت و آن حضرت صلی‌الله‌علیه‌وسلم به همراه رفیق و همسفر خود از مکه مکرمه خارج شدند. مشرکین  مکه وقتی با خبر شدند برای پیدا کردن آن دو نفر، صد شتر جایزه تعیین نمودند،  فقرا و پهلوانان عرب همه برای دست یافتن به این جایزه بزرگ در جستجو آنها بیرون شدند.
حضرت ابوبکر رضی‌الله‌عنه با تمام دارایی خود در خدمت حضرت رسول صلی‌الله‌علیه‌وسلم حاضر شد و در سفرهجرت به عنوان یار غار آن حضرت صلی‌الله‌علیه‌وسلم از جانب خداوند متعال انتخاب شد. ایشان در طول تاریخ نبوت در تمام غزوات و سفرها پیامبر را همراهی نمودند. الا ماشاء الله .
مولانا عبدالحمید سخنان خود در توصیف حضرت ابوبکر صدیق را با قراءت حدیث «لو کنت متخذاً خلیلاً غیر ربی لتخذت أبابکر خلیلاً» ادامه داده و فرمودند: پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم
در آخرین باری که به  منبر مسجدالنبی بالا رفتند فرمودند: «از میان مردم بیشترین احسان را ابوبکر بر من کرده است و من نتوانسته‌ام احسانات ابوبکر را در حق خودم جبران نمایم، خداوند متعال خودش پاداش احسانات او را عنایت بفرماید.»      
ایشان در ادامه افزودند: حضرت رسول صلی‌الله‌علیه‌وسلم شاگردانی تربیت کردند که تا قیامت هیچ کسی نمی‌تواند شاگردانی چنین تربیت کند. و به گفته مولانا عبدالعزیز رحمه‌الله که فرمودند: «زیر این آسمان و روی این زمین شما نمی‌توانید بعد از انبیا،  افرادی بهتر و بالاتر از صحابه و اهل بیت پیدا کنید.» البته این نکته را نباید فراموش کرد که از آنجایی که انسان جائز الخطا هست، صحابه نیز با تمام بلندی مرتبه و مقامشان، معصوم نبودند، اما محفوظ بودند و اگر چنانچه از آنها گناهی سر می‌زد بلافاصله توبه می‌کردند. به طوری که قرآن هم به همین نکته اشاره می‌فرماید و هر جا ذکری از گناه و لغزش صحابه به میان می‌آورد، پشت سر آن توبه آنها را نیز بیان می‌کند، چنان توبه‌ای که بعد از آن هیچ اثری‌ از گناه باقی نمی‌ماند. 
خطیب اهل‌سنت زاهدان سپس به مسأله خلافت و جانشینی حضرت ابوبکر صدیق رضی‌الله‌عنه اشاره کرده و فرمودند: دلایل زیادی در کتب معتبر حدیث موجود است که اشاره به خلافت حضرت صدیق اکبر رضی‌الله‌عنه می‌کند - اگر چه که آن حضرت صراحتاً کسی را به عنوان جانشین تعیین نکردند
- به عنوان مثال یکی از آن دلایل این است که  آن حضرت صلی‌الله‌علیه‌وسلم در آخرین روزهای حیات مبارک خویش فرمودند: مرو ابابکر فلیصل بالناس، ابوبکر رضی‌الله‌عنه را دستور دهید تا مردم را نماز دهد. وقتی حضرت عایشه رضی‌الله‌عنها عرض می‌کند که حضرت ابوبکر نرم دل هست و توان ایستادن بر مصلای شما را ندارد و حضرت عمر را بگویید تا این کار را انجام بدهد، حضرت رسول صلی‌الله‌علیه‌وسلم ناراحت شده و می‌فرمایند: «شما  مانند همان زنان زمان حضرت یوسف هستید؛ شما می‌خواهید ما را بلغزانید».
ایشان با این عنوان که امروزحدود یک میلیارد و چهارصد میلیون مسلمان بر روی زمین زندگی می‌کنند وهمه آنها بر این عقیده اند که فقط انبیا مستقیماً از جانب خدا تعیین می‌شوند ودر دیگر موارد انتخاب وتعیین نهایی بر عهده خود امت نهاده شده است به متانت وصلابت حضرت صدیق اکبر اشاره نموده وفرمودند:  هنگام رحلت رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم
  صحابه بسیار پریشان شده وبعضی ها هوش وحواس خود را از دست دادند. حضرت عمر رضی‌الله‌عنه شمشیر کشیده ومی گوید:«حضرت به معراج تشریف برده است، هر کس بگوید حضرت رسول صلی‌الله‌علیه‌وسلم وفات کرده گردنش را می‌زنم.» اما حضرت ابوبکرصدیق  رضی الله عنه در این موقیت حساس وبحرانی  با متانت وخونسردی کامل وارد حجره آن حضرت صلی‌الله‌علیه‌وسلم می‌شود، چادر را از روی رخسار مبارک برمی دارد و همان رخساری را که در غار ثور و در سفر هجرت و سالیان متمادی آن را تماشا می‌کرده است بوسه می‌زند و می‌فرماید:« شما وفات کردید و خداوند متعال دوبار مرگ را بر شما نمی‌آورد». سپس صورت آن حضرت را می‌پوشاند و به مسجد می‌رود، صحابه را می‌بیند که حیران و پریشانند. بلافاصله روی منبر رفته می‌فرماید: «من کان یعبد محمداً فإن محمداً قد مات ومن کان یعبدالله فإن الله حی لایموت» هر کسی که محمد را عبادت کرده همانا محمد [صلی‌الله‌علیه‌وسلم] وفات کرده و هر کسی الله رب العزة را عبادت می‌کند الله جل جلاله حی لا یموت هست، و آیه «وما محمد إلا رسول قد خلت من قبله الرسل أفإن مات أو قتل انقلبتم علی أعقابکم و من ینقلب علی عقبیه فلن یضر الله شیئاً و سیجزی الله الشاکرین» را تلاوت می‌کند. صحابه کرام وقتی که این آیه را از زبان ابوبکر صدیق رضی‌الله‌عنه می‌شنوند، گویا  برای اولین بار است که آن را شنیده‌اند، آنها نیز این آیه را با خود زمزمه می‌کنند و به این طریق آرامش حاصل می‌کنند و یقین می‌کنند که آن حضرت وفات کرده‌اند و باید به فکر جانشین و خلیفه‌ای برای ایشان باشند. 
 از آنجایی که  بیشترین جمعیت مسلمانان را انصار تشکیل می‌دادند و از ساکنان اصلی شهر مدینه محسوب می‌شدند، در سقیفه بنی‌ساعده گرد هم جمع شده بودند و در مورد تعیین خلیفه و جانشین مشوره می‌کردند. لذا حضرت ابوبکر و حضرت عمر رضی‌الله‌عنهما به محل سقیفه تشریف بردند.  بعد از خطبه‌ای که حضرت ابوبکرصدیق رضی‌الله‌عنه ایراد فرمودند، همه صحابه گفتند: تو بهترین ما هستی، لذا با ایشان بیعت کردند. بنا بر قول صحیح، حضرت علی رضی‌الله‌عنه از اولین کسانی بودند که با حضرت ابوبکر بیعت نمودند. جمله مشهوری از سیدنا علی رضی‌الله‌عنه منقول است که می‌فرمایند:«کسی را که حضرت رسول صلی‌الله‌علیه‌وسلم  برای نماز و امور دین ما انتخاب فرمودند ما همان شخص را برای امور دنیای خودمان انتخاب کردیم». خلاصه این که بعد از مراسم تدفین آن حضرت صلی‌الله‌علیه‌وسلم بیعت کلی با ابوبکر انجام گرفت.
 امام جمعه اهل‌سنت زاهدان بعد از بیان  چگونگی تعیین خلیفه، به بحرانی ترین لحظه در تاریخ امت اسلام در ابتدای خلافت صدیق اکبر و به مدیریت قاطع و تدبیر پیامبرگونه این صحابی جلیل القدر اشاره کرده و فرمودند: ازیک طرف  مسیلمه کذاب و اسود عنسی ادعای نبوت کرده بودند و از طرف دیگر  فتنه ارتداد قدعلم کرده بود. همچنین در مورد اعزام لشکراسامه که آن حضرت صلی‌الله‌علیه‌وسلم  در آخرین لحظات حیات مبارکشان آن را ترتیب داده  بودند در میان اصحاب اختلاف نظر پیدا شد. بسیاری از صحابه بر این نظریه بودند که با وجود ظهور فتنه‌ها نباید مدینه را خالی گذاشت، لذا لشکر اسامه در این موقعیت اعزام نشود. اما حضرت ابوبکر صدیق رضی‌الله‌عنه با قاطعیت تمام فرموند: من هرگز لشکری را که حضرت رسول صلی‌الله‌علیه‌وسلم به طرفی فرستاده  برنمی‌گردانم حتی اگر درندگان، گوشت های بدنم را تکه تکه  کنند. لذا حضرت ابوبکر رضی‌الله‌عنه برای تحقق آرزوی آن حضرت صلی‌الله‌علیه‌وسلم لشکر اسامه را روانه کرد و خودش برای جنگ با مرتدین سوار بر شتر شده جوانان مدینه را دستور حرکت داد. حضرت علی رضی‌الله‌عنه  جلو آمد و مهار شتر را گرفته و فرمود: شما در مدینه بمانید و ما برای انجام مأموریت آماده هستیم.
 حضرت ابوبکر در جواب کسانی که گفتند: شمابه جنگ با مرتدین نروید فرمود: ای مردم «إنقطع الوحی و تم الدین أینقص الدین و أنا حی» وحی به پایان رسیده و دین تکمیل شده آیا در دین نقص بیاید و من زنده باشم.
خطیب مسجد مکی زاهدان در ادامه افزودند:  در نتیجه همین ایمان و اقتدارصدیق اکبر بود که خداوند تمام  مشکلات را حل کرد. اسود عنسی، مسیلمه کذاب و فتنه مرتدین به پایان رسید و لشکر اسامه با پیروزی کامل به مدینه برگشت. سرزمین عراق که آن زمان جزئی از امپراتوری ایران بود توسط مسلمانان فتح شد و سرزمین شام نیز در واقعه جنگ یرموک به تصرف اسلام و مسلمین درآمد. سرزمین دمشق نیز درآخرین روزهای حیات ابوبکر صدیق فتح شد. خلاصه اینکه ابوبکر صدیق رضی‌الله‌عنه در مدت کوتاه دو سال و چهار ماه خلافت خود چنان کارهایی را انجام دادند که دیگران درطول صد سال هم نمی‌توانند انجام دهند.
  مولانا عبدالحمید در ادامه سخنان خود ضمن اشاره به دوران خلافت حضرت عمر رضی‌الله‌عنه ازایشان به عنوان شخصیتی که تمام دنیا را شیفته عدالت، شجاعت و مردانگی خود نمودند یاد کرده و فرمودند: در دوران پر افتخار خلافت فاروق اعظم رضی‌الله‌عنه بود که دو امپراتوری بزرگ و عظیم آن زمان- روم و ایران- فتح شد ومردم آن سرزمین‌ها به وسیله حضرت عمر رضی‌الله‌عنه به اسلام مشرف گردیدند.
ایشان در مورد فضیلت حضرت ابوبکر و حضرت عمر رضی‌الله‌عنهما روایتی را نقل کردند که امام بخاری در کتاب صحیحش از حضرت علی رضی‌الله‌عنه این روایت را نقل کرده است که ایشان فرمودند: «خیر الأمة بعد نبیها ابوبکر ثم عمر»[صحیح بخاری]. بهترین فرد این امت بعد از پیامبر اسلام - صلی‌الله‌علیه‌وسلم - ابوبکر و پس از او عمر است. هشتاد نفر این روایت را از حضرت علی رضی‌الله‌عنه نقل کرده‌اند.  بدیهی است که افضل‌الامت بودن کسی بر پایه پندار عقلی و رأی شخصی یک نفر استوار نبوده، بلکه یقیناً حضرت علی رضی‌الله‌عنه چنین مطلبی را از حضرت رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم شنیده و آن را روایت کرده است.
 امام جمعه محترم اهل‌سنت زاهدان  حفظ حرمت این بزگواران را حفظ حرمت رسالت عنوان کرده، هتک حرمت به این گونه افراد را توطئه‌ای از جانب دشمنان اسلام به منظور ایجاد اختلاف در بین صفوف مسلمانان دانستند.
ایشان در ادامه  با توجه به جایگاه خلفای راشدین در بین مسلمانان و ضرورت حفظ حرمت  آنان خاطر نشان کردند که دشمنان همواره سعی کرده‌اند تا مسلمانان را نسبت به اصل اسلام یعنی خلفای راشدین، اهل‌بیت و دیگر بزرگان صحابه بدگمان کنند.
مولانا عبدالحمید در ادامه ضمن تأکید بر رعایت وحدت اسلامی و اجتناب از عواملی که سبب جریحه دار شدن قلوب مسلمانان می‌شود از مسؤولین امر و برادران شیعه خواستند تا  جهت حفظ وحدت، حرمت این بزرگان حفظ شود و از به کار بردن کلماتی همچون غاصب و ظالم و... شدیداً پرهیز شود.  ایشان در پایان با تلاوت آیه «تلک أمة قد خلت لها ما کسبت ولکم ما کسبتم» درگیر شدن به خاطر مسائل تاریخی گذشته را نوعی نارسایی عقلی وفکری عنوان کرده و مردم را توصیه نمودند که ما باید مشکلات زمان و ممکلت خود را حل کنیم.

(جمعه 7/4/87)

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 5:38  توسط حنظله  | 

صدلعنت به اون سگها،دوصدلعنت به این سگها

در خبرها آمده بود که سگهای آموزش دیده پلیس در انگلیس دربازرسی منازل مسلمانان مقیم آن کشور ودر هنگام بازرسی مساجد پوتین می پوشند.خواستم مقایسه ای داشته باشم با پوتین پوشیدن سگهای پلیس انگلیس وپلیسهای سگ صفت همیشه پوتین به پای کشور ایران. 

بر اساس این خبر طی توافق روسای پلیسهای کشور انگلیس در موارد ویژه که نیاز شدید به استفاده از سگهای پلیس باشد برای احترام به عقاید مسلمانان این سگها باید پوتین چرمی مخصوص بپوشند. اینک درتحلیل این خبر به مواردی اشاره میشود که امیدوارم حق مطلب ادا شود.

به ادامه بروید:



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 5:36  توسط حنظله  | 

امام‌جمعه اهل‌‌سنت زاهدان خاطرنشان کرد: هر قومی که تندرویی و زیاده‌خواهی کند و بخواهد بر اقوام دیگر مسلط باشد، با بن‌بست مواجه می‌شود و سرش به سنگ می‌خورد. تندروی در هر زمینه‌ای باشد نتیجه آن ضرر و زیان است چه اقتصاد باشد و یا هر زمینه دیگری. اگر نظام و حکومتی نیز تندروی کند آخر با بن‌بست و مشکلات مواجه می‌شود.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 5:34  توسط حنظله  | 

پشت پا زدن رژیم ولایت فقیه به مزدوران زابلی

تاکنون شیش افسر پاسدار زابلی که از قرارگاه حق آباد سراوان دستگیر شده بودند توسط مبارزان به سزای اعمال ننگین و جنایتکارانه خود رسیدند و به درک اسفل السافلین واصل شدند.

در این میان دو چیز خیلی حیرت انگیز بود و حتی مزدوران زابلی رژیم را تکان داد و زمزمه ها در بلوچستان برپا کرد اول اینکه نماینده زابلیهای استان شهریاری در این ماجرا کاملا مهر بر لب نهاد و از شرم حتی برای یک بار هم که شده از پاسداران زابلی دستگیر شده دفاع نکرد و با سکوتش ثابت کرد که هیاهوهای سابقش فقط در راستای فریب دادن عوام زابلی بوده است تا با استفاده از احساسات قومی و مذهبی زابلیها هم رای کسب کند و هم سمت و سوی جنگ در بلوچستان را به سوی جنگ قومی و مذهبی ببرد که در امر اول موفق و در ثانی به خاطر هوشیاری مبارزان ناکام شد.

و اما مسئله دوم بی توجهی رژیم ولایت فقیه به حامیان سینه چاک زابلی اش بود که به وضوح نشان داد که هیچ ارزش و بهائی برای مزدوران زابلی اش قائل نیست و دارالولایة سیستان ارزش بها دادن ندارد و پاسداران زابلی که جانشان را وقف این رژیم کرده اند به اندازه پشیزی هم برای رژیم تهران ارزش ندارند.

جالب اینجاست که نمایندگان شهرستانهای دیگر که پاسدارانشان در دست مبارزین هستند با مبارزین تماس گرفته اند و به گفتگو پرداخته اند اما نماینده زابلیها (شهریاری) هیچ تماسی برقرار نکرده است و حتی در پاسخ به خانواده پاسداران جنایتکار گفته است فرزندان شما چون دستگیر شده اند باید کشته شوند.

اینگونه برخورد با مدافعان زابلی رژیم آنها را سرخورده کرده است و احساس می کنند که تنهایند و هیچ یاوری ندارند و برای رژیم فقط جان دهند و هنگامیکه نیاز به کمک رژیم دارند رژیم با بی توجهی از کنارشان می گذرد و حتی برخی تا جائی مایوس شده اند که گفته اند چرا به خاطر رژیمی که هیچ ارزشی برایمان قائل نیست جانمان را به خطر بیاندازیم.

بی توجهی رژیم نسبت به پاسداران زابلی در حالی صورت می گیرد که سال گذشته انگلیس به خاطر چند سرباز معمولی اش اعلام جنگ با ایران را کرد و رژیم مجبور شده که سربازان انگلیسی را با بهترین احترامها به انگلیس تحویل دهد و حتی رئیس جمهور امام زمانی احمدی نژاد بنفسه سربازان انگلیسی را تا فرودگاه بدرقه کرد وامروز پاسداران و مزدوران زابلی اش چنان بی ارزش هستند که هیچ توجهی به سرنوشتشان نمی کند.

این دو مسئله زابلیهای مزدور را خیلی نگران کرده است.

الان باید دید که زابلیها چه تصمیم می گیرند؟

دلاور بلوچ

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 5:32  توسط حنظله  | 

باز شکر بی نهایت خدای را که قبل از آنکه بمیرم شخصی همچون عبدالمالک را در قوم ما زنده کرد که زندگی همه قوم ما امروز به زندگی او وابسته است، کسی که خداوند برای زنده کردن قوم ما همه صلاحیتهای لازم را به این شخص داده است و از برکت رهبری مخلصانه اش امروز صدها جوان بلوچ بظاهر و هزاران دیگر در پنهان آماده فداکاری تحت فرمانش هستند و رژیم ضد بلوچ با تمام اقدامات " ضد مبارزه " ای که بکار میگیرد از متوقف کردن مبارزه این سرمچاران جان بر کف ملت بلوچ تحت رهبری دلیرانه امیر عبدالمالک عاجز و مستاصل مانده است، اینست نتیجه مقاومت.

ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 5:32  توسط حنظله  | 

سوال : چرا وقتی نام صحابی پیامبر گرفته می شود می گوییم : رضی الله عنه ؟

جواب : پیامبر اکرم همراه ۱۴۰۰ نفر از یارانش بقصد زیارت خانه خدا رهسپار مکه شدند.

وقتی خبر آمدن رسول اکرم به طرف مکه به قریش رسید بشدت عصبانی شدند و گفتند ما به او اجازه نمی دهیم وارد مکه شود و با جنگ می کنیم.

پیامبر اکرم وقتی خبر را شنید که به نزدیکی مکه رسیده بود لذا برای آنکه از جنگ جلوگیری نماید مسیر خود را کج نموده به منطقه حدیبیه رفتند و آنجا اردو زدند.

پیامبر اکرم حضرت عثمان را بعنوان نماینده خویش به مکه فرستاد تا با آنها مذاکره نموده و توضیح دهد که هدف ما فقط زیارت خانه خدا است.

حضرت عثمان وارد مکه شد و با سران مکه گفتگو نموده مسئله را توضیح داد. آنان گفتند ما بعدا در این مورد که آیا به پیامبر اجازه ورود بدهند یا نه تصمیم خواهیم گرفت اما به شما اجازه می دهیم بفرما این شما و این خانه کعبه طوافش بکن.

حضرت عثمان گفت: تا زمانیکه پیامبر خدا اینجا را طواف نکند من طواف نمی کنم. در این موقع اقوامش عصبانی شدند و گفتند یعنی تو تا این حد غلام او شده ای . سپس عثمان را دستگیر نموده داخل اتاقی زندانیش نمودند و اما شایع کردند ما عثمان کشتیم.

پیامبر اکرم وقتی این خبر را شنید بشدت عصبانی گشتند و لذا اعلام نمودند حال که قریش تا این حد جنایتکار شدند که بر خلاف تمام موازین اقدام به قتل پیام رسان ما نمودند چاره ای جز جنگ نیست.

پیامبر اکرم زیر سایه یک درخت بسیار بزرگ از نوع درخت  سمره (درخت خار داری که در عربستان می روید) از یارانش خواست با او بیعت کنند که تا آخرین قطره خون خود خواهند جنگید.

اصحاب پیامبر زیر آن درخت با ایشان بیعت نمودند. وقتی قریش این خبر را شنیدند زود عثمان را آزاد نمودند. وقتی حضرت عثمان سالم برگشت مسئله جنگ منتفی شد و لذا صلح معروف حدیبیه میان قریش و پیامبر منعقد گردید.

خداوند را از این بیعت خالصانه خیلی خوش آمد لذا رضامندی خودش را از یاران پیامبر اعلان نمود:

لقد رضی الله عن المومنین اذ یبایعونک تحت الشجره فعلم ما فی قلوبهم فانزل السکینه علیهم و اثابهم فتحا قریبا. .. آیه ۱۸ سوره فتح

بهمین خاطر هر وقت نام صحابی پیامبر گرفته شود ما می گوییم : رضی الله عنه.

سوال : چرا اهل سنت بعضی وقته به حضرت علی می گویند : کرم الله وجهه.

جواب : خوارج ملعون که دشمنان حضرت علی بودند هر وقت اسم علی را می بردند می گفتند: قبح الله وجهه یعنی (نعوذ بالله) خداوند چهره او را زشت کند.

اهل سنت بخاطر ضدیت با آن فرقه ضاله هر وقت اسم علی را می بردند می گفتند : کرم الله وجهه یعنی خداوند چهره او را گرامی بدارد.

سوال : سر نوشت آن درخت متبرک چه شد؟

جواب : بعد از این جریان این درخت تقدس خاصی پیدا کرد خیلی از مسلمانان وقتی به آنجا می رسیدند زیر درخت دو رکعت نمازی می خواندند و می نشستند و احیانا دعایی می خواند. صحابه بزرگ پیامبر وقتی این صحنه را دیدند با هم مشوره نمودند و گفتند روزی خواهد آمد که تقدس این درخت بجایی خواهد رسید که مانند بتی پرستش خواهد شد لذا برای پیشگیری از چنین جریانی  درخت را شبانه قطع نموده و جایش را برای همیشه نا معلوم نمودند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 5:43  توسط حنظله  | 

به نام خدا

بدینوسیله جنبش مقاومت مردمی ایران به اطلاع عموم مردم بلوچستان و ایران می رساند که مبارزان شاخه اطلاعاتی جنبش بامداد روز پنج شنبه  با حمله به یک خانه تیمی وزارت اطلاعات در یکی از شهرهای مرزی بلوچستان موفق شدند چهار تن از مزدوران و جاسوسان  وزارت اطلاعات را همراه با انباری از اسلحه دستگیر نمایند.

این چهار تن از جاسوسان محلی وزارت اطلاعات می باشند و در اعترافات اولیه به جنایات خود و همچنین به اهداف شوم و ننگین وزارت اطلاعات علیه مردم منطقه و مبارزین اعتراف کرده اند.

 

در این عملیات سلاحهای بسیار زیادی از جمله 8 عدد کلاشینکوف ، 4 عدد آر پی جی یک بار مصرف لیزری ،5 جعبه مواد منفجره ،4 جعبه مواد شیمیائی مهلک با آرم سپاه پاسداران ،8 دوربین مداربسته با قدرت گیرائی از چند کیلومتر ،6 عدد دستگاه جی پی اس ، 6 عدد دوربین فیلم برداری کوچک ام پی 4 ، 6 عدد کلت کمری، دو عدد دستگاه گوشی ثریا ، یک کامپیوتر با چندین برنامه آموزش عملیاتهای تروریستی و مقادیر زیاد مهماتی دیگر بدست مبارزین افتاد.

 

جنبش طی این اطلاعیه اعلام می دارد این چهار مزدور به زودی به سزای عمل ننگین خود خواهند رسید تا عبرتی باشند برای دیگر مخبران و جاسوسان تا دست از خیانت به مردم بردارند زیرا مخبر و خائن هیچ عاقبتی ندارد و همانگونه که امروز این مزدوران مردم فروش به چنگال قدرتمند مبارزان افتادند فردا دیگر مخبران هم به چنین سرنوشتی گرفتار خواهند شد.

اطلاعات بیشتر این عملیات موفقیت آمیز شاخه اطلاعاتی جنبش در اطلاعیه های بعدی بیان خواهد شد و فیلم و تصاویر مخبران و مهمات همراه به زودی پخش می شوند.

 

جنبش مقاومت مردمی ایران

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 5:35  توسط حنظله  | 

براهوییان، در روستاهای تاسوکی، لوتک، حسین آباد، سکوهه و دامنه کوه خواجه در سیستان، سفیدآبه (در مسیر جاده زاهدان ـ بیرجند) و پیرامون شهرستان خاش در بلوچستان زندگی چادر نشینی دارند. (1)

عشایر براهویی، علاوه بر سیستان و بلوچستان، در منطقۀ خراسان بویژه سرخس، در استان مازندران (گنبد کاوس و ترکمن صحرا) و همچنین در ترکستان شوروی، پاکستان و افغانستان به سر می برند.

 

الف ـ وجه تسمیه و سابقه تاریخی

1) وجه نام گذاری: برخی از پژوهشگران بر این باورند که براهویی از  واژۀ «ابراهیم»، نام یکی از بزرگان براهویی، گرفته شده است که به صورت «براهم» و «براهو» در آمده است؛ چنانکه کردان غرب ایران هم «ابراهیم» را «برو» می خوانند و جز این تعبیر دیگری نیز برای این واژه، شده است که ظاهراً صحیحتر است و آن «به روحی» است که به معنی «بالای کوه» است. (2)

قراین تاریخی بسیاری، نشان می دهد که براهوییان، همانند قوم کوچ هستند که در شاهنامه از آنان یاد شده است و یاقوت حموی، از آنان به نام قفص یاد نموده است و می نویسد: «قفص و بلوص، نام طایفه ای است چون کردان در کوههای میان سرزمین فارس و کرمان و ایشان را سرزمینی است به همین نام»، و در سفرنامۀ ناصرخسرو، به صورت قوم کوفص (کوفچ) آمده است. (3)

ابن حوقل نیز می نویسد: «جبال قفص محدود است از جنوب به دریا... گویند: و در این جبال، هفت طایفه هستند و هر طایفه را رئیسی است و آنان از نژاد و قبیلۀ اکراد به شمار می آیند؛»(4) ظاهراً افراد ساکن در جبال قفص همان کردانی بوده اند که به مرور زمان به این ناحیه مهاجرت کرده و به طایفۀ براخوی شهرت یافته اند.

مردوخ کردستانی به نقل از «دایره المعارف اسلامی»، براهویها را از نسل قوم براخوی از تیره های مهاجر کُرد به شمار آورده است. (5)

از آن روی که در گویش بلوچ «خ» به صورت «ح» تلفظ می شود، براخوی را براحوی گفته اند و به مرور زمان در نوشته ها به صورت براهوی به کار رفته است و منسوب به «براهو» را «براهویی» می گویند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 5:57  توسط حنظله  | 

یکی ازموضوعاتی که ذهن بسیاری ازجهانیان رانسبت به اسلام مشغول کرده است دیدگاه اسلام نسبت به کلمه جهادوجنگ است وغرب این دیدگاه راعنوان می کند که اگربتوانیم دوامرراازاسلام حذف کنیم یکی دیدگاه سیاسی ودیگری جنگ ماهیچ مشکلی بااسلام نداریم راه تبلیغ ودینداری اسلام بازاست وگرنه اسلام قابل تحمل نخواهدبودودینی غیرخدایی وبرخلاف حقوق بشراست درگزینه اول مابه ترسیم نظامی سیاسی ازاسلام دادیم که فراترازدمکراسی بشری بودنمی خواهیم دراین قسمت صحبتی داشته باشیم می خواهیم دیدگاه اسلام نسبت به جنگ وجهادبیان داشته باشیم

 

درحال حاضردرجهان اسلام سه نظریه ودیدگاه نسبت به جهادوجنگ بیان می گردد1- جنگیدن با غیرمسلمانان تاآنهارابه زورمسلمان کنندواگرهم نتوانندبابه زیرسلطه آوردن آنهاوگرفتن جزیه ازآنها 2- حالت تدافعی 3- جنگیدن برای دفاع ازمستضعفین

 

مسلمانان هیچگاه نگفته اندمابادیدگاه وروحیه کشورگشایی وظلم وستم به دیگران این کاررامی خواهیم انجام بدهیم ومعمولاکشورهای تحت سلطه آنهابرخلاف کشورهای غرب ازطیف یکسان حکومت داری برخورداربوده است وهیچ گاه جامعه وملت های دیگرکه ازجامعه آنهانبوده است رابه استثمارنکشیده انداین براحتی بامراجعه به تاریخ قابل اثبات است برعکس غرب که تاریخ ننگینی ازاین موضوع داردوبه جای اینکه درنقدگذشته خودبکوشدکه هنوزآن دیدگاههاونگرشهاهم باتزویروحیله گری درجهان اعمال می کنندنقدبرجهان اسلام می گیرندوچه خوش بودکه همانگونه که غربیان شرق شناسی ومستشرقان دارندماهم دراین زمینه انسانهایی داشتیم که درموردغرب بیان داشتند؟

 

کلمه جهادمتاسفانه موردظلم قرارگرفته است وازمعنی اصلی خوددورافتاده است این کلمه وسیع ترازآن است که درجنگ خلاصه شودمانمی توانیم ازواژه های قرآنی به نگاه درست برسیم مگراینکه به خودقرآن مراجعه کنیم:

 

سوره بقره آیه218 ،آل عمران آیه 142،سوره نساء آیه 95،سوره مائده آیات 35و53و54،سوره انعام آیه 109،سوره انفال آیات 72و74و75،سوره توبه آیات16و19و20و24و41و44و73و79و81و86و88،سورن نحل آیات38و110،سوره حج آیه78،سوره نورآیه53،سوره فرقان آیه52،سوره عنکبوت آیات6و8و69،سوره لقمان آیه15،سوره فاطرآیه42،سوره محمدآیه31،سوره حجرات آیه15،سوره ممتحنه آیه1،سوره صف آیه11،سوره تحریم آیه9.

 

درواقع باکنارهم قراردادن تمامی آیات جهادرادرجنگ خلاصه کردن ارائه نگاهی غلط ازاین واژه است بلکه این کلمه به معنی تلاش وکوشش انسان برای رسیدن به هدفش می باشدکه درراه رسیدن به این هدف امکان داردمتحمل ضررهاوزیان هایی شودونیازمندتحمل وصبروفداکاری داردبرای همین این کلمه وسیعی است که برای رسیدن به هدف هرنوع تلاش وکوششی راشامل می شودکه یکی ازآنهاجنگ است برای همین درملازم آن کلماتی همچون هجرت یاصبریافداکردن مال وجان و...عنوان می شودواینکه ازدست دادن جان راتنهانمی توان درجنگ خلاصه کردبلکه زجرهاوزندان شدنهاو...راهم شامل می شود.درکل دربعضی ازآیات اینگونه نگاه می دهدکه جهادیک دستوری دینی است که غیرمسلمانان راباارائه نمونه برترواقناع کردن به اسلام واردمی کندواین نیازمندجهدوتلاش وکوشش ودربعضی مواردازجان ومال گذاشتن داردمثل عنکبوت8و69- فرقان52-حجرات15-توبه41

 

 

 

اماببینیم زمانیکه ازجنگ صحبت می کندازچه واژه ای استفاده می کند

 

ودرراه خدابجنگیدباکسانی که باشمامی جنگندوتجاوزوتعدی نکنیدزیراخداوندتجاوزگران رادوست نداردوهرجاآنان رادریافتیدایشان رابکشیدوآنان راکه شماراازآنجابیرون کرده اندبیرون سازیدوفتنه ازکشتن بدتراست وباآنان درکنارمسجدالحرام کارزارنکنیدمگرآنگاه که ایشان درآنجاباشمابستیزندپس اگرباشماجنگیدندایشان رابکشیدسزای کافران چنین است(190 و191بقره)

 

وباآنان پیکارکنیدتافتنه ای باقی نماندودین ازآن خداگرددپس اگردست برداشتندتجاوزکردن جزبرستمکاران روانیست(193بقره)

 

216و217بقره ،167آل عمران،آیات89تا93نساء،39 انفال،12و13و14توبه

 

این آیات حالت تدافعی جنگ رابیان می کندجنگی که مسلمانان شروع نکرده اندبلکه دشمنان برای تسلط وتجاوزبه مال وناموس آنهاشروع کرده اند.این وظیفه هرفردی است وچیزی نیست که ازاسلام خرده گرفته شودواگربه این امرتوصیه نکرده بوددرواقع بایدبه اوخرده گرفته می شدکه درمقابل دشمنان خواری وزبونی رابیان کرده است .درجنگ هم حلواپخش نمی کنندکشتن است واگربیانی دراین آیات است دراین جهت است ومن برایم عجیب است که بوسیله بعضی دشمنان اسلام ازاین آیات سودمی برندوبراسلام خرده می گیرندباوجودآنکه درهمین آیات تعدی راازمسلمانان نمی پذیرد.خوب نگاه کردیدزمانیکه می خواهدازجنگ صحبت کندازکلمه قتل استفاده می کندنه جهاد.

 

امادیگرآیات:

سوره نساءآیات 74و75 و76و77:چرابایددراه خداومردان وزنان وکودکان درمانده وبیچاره ای نجنگیدکه میگویند:پروردگاراماراازاین شهرودیاری که ساکنان آن ستمکارندخارج ساز،وازجانب خودسرپرست وحمایت گری برای ماپدیدآور.

 

این آیات برای نجات مستضعفین است انسانهایی که ضعیف نگه داشته اندورشدی برای آنهانیست ودست به سوی آسمان هستندتانجاتی برای آنهاحاصل شودپس بااین شرایط مسلمانان بایددردفاع آنان برآیندوآنان راازبردگی نجات دهندواین وظیفه هرانسانی است که بدرخواست کمک انسانهای دیگرپاسخ مثبت بدهدواگرغیراین بودبایدبرآن خرده می گرفت البته این هم زمانی برای یک مسلمان است که زمینه هاوپیش زمینه هابرای اوآماده شده باشدودرحالت قدرت باشدوانسانهای آن جامعه اینچنین باشندنه درزمان حال حاضر.

اماببینیم چه آیاتی باعث شده دیدگاه دیگردراسلام به وجودبیایددیدگاهی بااین نوع نگرش که جهادجنگ وکشتارغیرمسلمانان است تاآنان رامسلمان کنندیاآنهارابه زیرسلطه بیاورندتاجزیه بدهنداین آیات شامل این آیات می شود:

61 آیات5وو12329احزاب،4محمد،16فتح

 

خوب اگرآیات بدرستی درکنارهم قرارنگیرداین چیزطبیعی است که چنین نگاهی به وجودبیایدامادرواقع باآیات دیگراین نوع نگاه برداشت نمی شودزمانیکه این آیات ذکرشود:

36توبه،39حج،8ممتحنه

 

این نوع آیات بدرستی مشخص می کننداجازه جنگ به این دلیل به آنهاداده شده بودکه اول دیگران دست به اسلحه بردندچون مسلمانان دچارستم وظلم شدندوروبه نابودی بودندودیگرآیات که مسلمانان راازتجاوزدورمی کندوآنهارامتعهدمی کندکه پایبندعهدوپیمان خودبوده وباکسانیکه باآنان نمی جنگندنجنگنداین نوع نگاهی به وجودنمی آیدامااگرزمانی برای دفاع خودسرزمین دشمن به دست مسلمانان افتاددرآن زمان جزیه می گیرندالبته بحث جزیه وموارددیگربحثی جداست که مربوط به اقتصاداسلامی می شوددرنتیجه نمی توان به آن پرداخت

 

 

درهیچکدام ازآیات بحثی از عملیات انتحاری نیست ودرهیچکدام ازآیات خبری ازتجاوزوتعدی نیست ودرهیچ کدام ازآیات عمل دیگری رادرمقابل دیگری قراردادن نیست

 

هرجامسلمانان دست به سلاح برده انداول دشمن خیانت کرده ودست به سلاح برده وبدنبال تعهداتش نبوده وزیرقول وقرارخودزده وصلح راازبین برده وظلم کرده است یعنی تازمانیکه دشمن سلاح بدست نگیردیک مسلمان دست به سلاح نمی گیرد

 

اگرصلحی وامنیتی ازبین رودمسلمان برای ایجادآن دست به اسلحه می برد

درواقع مسلمانان برای نجات خودودیگران ازیوغ بردگی دست به اسلحه می برندنه تسلط وکشتاردیگران ،باآنهایی می جنگندکه درفکرنابودکردن انسانهاهستندوبس!

http://www.chera2chera.blogfa.com/

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 5:51  توسط حنظله  | 

اطلاعیه جدید جنبش مقاومت مردمی ایران

به نام خدا

بدینوسیله جنبش مقاومت مردمی ایران به اطلاع عموم مردم بلوچستان و ایران می رساند :مذاکرات بین رژیم ولایت فقیه و جنبش مقاومت به خاطر نیرنگ و دروغ گوئیهای کارگذاران رژیم به نتیجه نرسیده است و رژیم از سوئی در حال گفتگو و مذاکره و از سوئی دیگر در حال بمباران کوههای بلوچستان و اعدام مردم و جوانان بی گناه بلوچستان است و جنبش چنین مذاکراتی را نمی پذیرد.

لذا جنبش طی این اطلاعیه اعلام می دارد که اگر تا روز جمعه 21 تیرماه 87 زندانیان سیاسی بلوچستان آزاد نشدند و بمباران منطقه متوقف نشد دو پاسدار دیگر با نامهای جواد حسن زاده و علی اسماعیل زاده اعدام خواهند شد .

لازم به ذکر است که پاسداران دستگیر شده همه جنایتکار جنگی هستند که دستشان به خون مردم آغشته است و خود اعتراف به جرائم و جنایات خود کرده اند و جنبش در اعدام چنین جنایتکارانی هیچ تردیدی به خود راه نمی دهد ؛ البته جنبش مقاومت در هر صورت خواهان حل مسائل مهم منطقه از راه گفتگو و مذاکره است اما رژیم ولایت فقیه به هیچ صورت حاضر به دادن حقوق مردم از راه مسالمت آمیز نیست و علاوه بر ندادن حقوق مردم ، بلوچستان را تبدیل به پادگانی برای سربازان و پاسداران جنایتکار و خونخواری کرده است که به هیچ اصل انسانی و ارزش بشری اعتقاد ندارند و برخوردی بدتر از درندگان وحشی با مردم دارند در چنین وضعیتی جهت دفاع از خود و مردم راهی جز متوسل شدن به اسلحه وجود ندارد.

جنبش استفاده از اسلحه را نه به خاطر کشتار دیگران بلکه برای دفاع از خود و مردم لازم می داند و طبق قوانین بین المللی دفاع به هر صورت ممکن حق مسلم و مشروع انسانها است.

وضعیتی که امروز بلوچستان با آن دچار است وضعیت فوق العاده و منطقه کاملا جنگی با دادگاههای صحرائی و اعدامها و تیربارانهای غیر قانونی است ؛ که پاسداران و نیروهای رژیم اجازه دارند بدون هیچ گونه جرمی مردم را هدف قرار دهند چنانچه در پرونده های بدست آمده از قرارگاه سراوان مبارزین به یک نامه محرمانه دست یافتند که فرمانده کل نیروی انتظامی سابق استان غفاری برای فرمانده قرارگاه حق آباد سراوان ارسال کرده است و از وی خواسته است که بدون هیچ ایستی می تواند به سوی مردم تیراندازی نماید نیازی به پرونده سازی هم وجود ندارد.

غفاری در این نامه محرمانه به فرمانده قرارگاه نوشته است :بلوچ یعنی دشمن و باید با همه بلوچها مثل دشمن برخورد کرد و به هیچ صورت دشمن قابل رحم نیست.

غفاری در این نامه به فرمانده قرارگاه متذکر شده است که بلوچها سنی های کافری هستند که اموالشان غنیمت و زنانشان حلال و خونشان هدر است ،وی با استناد به قول امام جعفر از فرمانده قرارگاه خواسته است که در برخورد با مردم بلوچ اصول اخلاقی و اسلامی را کنار نهد زیرا بلوچهای کافران نجسی هستند که باید از بین بروند.

و طبق اعترافات خود فرمانده و دیگر پاسداران دستگیر شده ، آنها صد در صد بر توصیه های فوق پاسدار جنایتکار غفاری عمل کرده اند و مردم منطقه گواه جنایات این فرمانده و نیروهایش هستند .

پاسداران و مامورین نیروی انتظامی با این گونه نگرشهای متحجرانه و افراطی در بلوچستان مشغول قلع و قمع مردم هستند ؛ الان در برابر اینگونه نگرشهای ضد بشری و کردارهای غیر انسانی هیچ راهی برای زنده ماندن جزو متوسل شدن به اسلحه نیست وبا همه این مسائل اگر باز هم رژیم ولایت فقیه از اقدامات جنایتکارانه خود بر علیه مردم دست بردارد و حاضر به گفتگو و مذاکره باشد و اجازه فعالیت سیاسی دهد جنبش مقاومت حاضر است اسلحه را کنار نهد وبه مبارزه سیاسی روی آورد.

نهایتا باید بگوئیم که جوانان جنبش برای خود و یا اهداف شخصی و یا قبیله ای مبارزه نمی کنند بلکه جهت دفاع از مردم مظلوم و ستمدیده قیام کرده اند و مردم بلوچستان چنان از مظالم و جنایات رژیم به تنگ آمده اند که خواهان اعدام فوری همه پاسداران هستند و رای مردم برای جنبش مهم تر از هر کس دیگر است.

جنبش مقاومت مردمی ایران

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 5:50  توسط حنظله  | 

فیلم آتش زدن خودروهای بسیجی و سپاهی توسط جوانان در زاهدان

در ایام به اصطلاح فاطمیه بسیجیان و پاسداران مقیم زاهدان با درج کلمات لعن و ناسزا علیه امیر المومنین عمر بن الخطاب رضی الله عنه به گشت زنی در شهر سنی نشین زاهدان پرداختند که با خشم جوانان مواجه شدند و چندین خودروی سپاهیان را به آتش کشیدند.

این فیلم لحظاتی از آتش کشیده شدن خودروهای بسیجیان را نشان می دهد.

برای مشاهده فیلم بر ببینید کلیک نمائید:

ببینید 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 5:47  توسط حنظله  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

طرح ساماندهی  مدارس دینی اهل سنت

دغدغه جدید علما

چند مدت پیش خبری منتشر شد که دولت طرحی برای کنترل مدارس دینی تهیه نموده است. از همان زمان اظهار ناراحتی شدید علما شروع شد و اکثریت قاطع این طرح را مغایر با آزادی مذهبی و دخالت آشکار در امور مذهبی تلقی نموده و پیشاپیش اعلام نمودند هرگز چنین طرحی را نخواهند پذیرفت.

روز پنج شنبه  هفته پیش از قرار معلوم اولین جلسه با حضور مسئولانی از تهران و علمای زاهدان در مورد این مساله در مهمانسرای حاج آقای سلیمانی امام جمعه محترم زاهدان برگزار گردید .

از قرار شنیدن جلسه با اظهار ناراحتی شدید علما به پایان رسیده بود . و علما بر موضع قبلیشان تاکید نموده اند که حوزه ها طبق فرمان رهبر فقید نظام باید همچنان مستقل از حکومت باقی بمانند.

یک نکته

گاهی که با برخی از دوستان مسئول سخن می گوییم می فرمایند : در کشورهای عربی چنین و چنان است .

باید عرض کنیم : در کشورهای عربی دو جور مسجد و مدرسه وجود دارند. یک مسجد یا مدرسه مردمی که به آن " اهلی" می گویند و دیگری مسجدی که اداره اوقاف اداره می کند.

مسجد " اهلی " یا مردمی در اختیار مردم است مردم هر شخصی را بخواهند امام تعیین می کنند اوقاف فقط حقوقش را می دهد و کار دیگری ندارد.

مسجد مربوط به اوقاف مسجدی است که از ابتدا و خشت اول اداره اوقاف آمده زمینی پیدا کرده و مسجدی ساخته و آماده ساخته پس از تکمیل مسجد اداره اوقاف حداقل سه نفر را با حقوق مکفی برای اداره مسجد استخدام می کند یک نفر موذن برای اذان دادن یک نفر برای جارو کردن و تمیز نمودن و یک نفر برای نماز دادن .

حقوق پیش نماز ماهیانه حداقل یک ملیون تومان است.

اگر طرح کشورهای عربی را بخواهیم پیاده کنیم فکر نمی کنم کسی حرفی داشته باشد . حکومت مسجد و مدرسه بسازد و هر طور اداره کند کسی حق ندارد حرفی بزند.

اما اینکه این مدارس و مساجدی که مردم و علما با خون دل ساخته و آباد نموده اند را تحویل حکومت بدهند .... فکر نمی کنم کسی بپذیرد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 5:36  توسط حنظله  | 

در دوران قدیم برده داری بوده است و بسیاری از مردم برده کسان دیگر بودند .

یکی از بزرگان در منزل یک آدمی بسیار بد اخلاق غلامی را دید که وضع بسیار اسفناکی داشت آن مرد بد اخلاق به این غلام و برده خودش خیلی ظلم می کرد.

 آن بزرگ آن غلام را وقتی تنها گیر آورد از او پرسید : چرا اینهمه ظلم تحمل می کنی؟ چرا از این آقا نمی خواهی تو را بفروشد شاید ارباب بهتری گیرت آمد. ؟

غلامی آهی کشید و داستانش را چنین تعریف کرد: من یک اربابی داشتم که بسیار ثروتمند و مهربان بود هر چه خودش می خورد از همان چیزها به من می داد من نتوانستم تحمل کنم از اربابم درخواست نمودم مرا بفروشد.  کسی که مرا خرید آدم بدی نبود اما نسبت به ارباب قبلی خوب نبود زیرا خودش از آردهای درجه یک می خورد به من از آردهای درجه دو می داد. من تقاضا کردم مرا بفروشد.

ایندفعه کسی که مرا خرید نسبت به قبلی خیلی بد بود کسی  بود که خودش از آردهای خوب می خورد به من نخاله ها را می داد. من این وضع را نتوانستم تحمل کنم تقاضا کردم مرا بفروشد.

اربابی که مرا خرید نسبت به قبلی خیلی بدتر بود کسی بود که خودش از نخاله ها می خورد و به من چیزی نمی داد. مجبور شدم تقاضا کنم مرا بفروشد.

ایندفعه کسی که مرا خرید همین ارباب من است که نسبت به قبلی ها خیلی بدتر است زیرا نه خودش چیزی می خورد و نه به من چیزی می دهد و علاوه بر آن سر مرا با تیغ می تراشد که براق بشود و شب شمعی روی سر من روشن می کند تا بهتر ببیند و مطالعه کند.

آن بزرگ که تعجب کرده بود به غلام گفت باز هم تو تقاضا کن تا تو را بفروشد شاید وضعت بهتر شد آن غلام گفت می ترسم ایندفعه کسی مرا بخرد که کاسه سر مرا خالی کند و برای خودش چراغ درست کند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 5:35  توسط حنظله  | 

مراتب الاصدقاء

رتبه بندی دوستان

دوستان که به درد می خورند به سه دسته تقسیم می شوند.

1-     اولین رتبه : آن دوستی است که وقتی شما مشکلی را با او مطرح می کنید در صدد کمک عملی بر می آید و سعی می کند تا جاییکه می تواند مشکل و گرفتاری شما را برطرف نماید.

2-     دومین رتبه : آن دوستی است که وقتی شما مشکلی را با او مطرح می کنید سعی می کند با پند و اندرز و کلمات شما را تسلی دهد و غم شما را با حرفهایش برطرف نماید.

3-     سومین رتبه : آن دوستی است که وقتی شما مشکلی را با او مطرح می کنید از اینکه شما دچار مشکل شدید ناراحت می شود و اظهار غم و ناراحتی می کند. و این آخرین رتبه دوستان (بدرد بخور) است.

4-     چهارمین مین رتبه : آن دوستی است که وقتی شما مشکلی را با او مطرح می کنید خوشحال می شود و سخت به شما می خندد و اظهار خوشحالی می کند.

5-     .....

به جز سه دوست اول بقیه دوستان وجود و عدم وجودشان برابر است به عبارتی دیگر نداشتن دوستانی مثل رتبه چهارم به بعد بهتر است از داشتنشان.

شاعر عرب در مورد این سه دسته دوست چنین می گوید:

لابد من شکوی الی ذی مروءۀ             یواسیک او یسلیک او یتوجع

لازم است انسان شکوه بکند به نزد صاحب مورتی که  یا  با شما همدردی کند یا تسلیت خاطر بدهد یا غمگین و ناراحت شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 5:30  توسط حنظله  | 

آدرس جدید خبرگزاری بلوچ نیوز

 

بعد از شکست و رسوائی رژیم ولایت فقیه در برابر مبارزین جنبش سران و مزدوران رژیم به دروغ پراکنی در این مورد پرداختند اما با مبارزه جوانان در زمینه جنگ تبلیغاتی مواج شدند و در این بین خبرگزاری بلوچ نیوز برترین نقش را ایفاء نمود و دروغ گوئیها و افتراپراکنیهای رژیم را برای مردم افشا نمود و آژانس خبری تفتان تبدیل به محبوبترین رسانه مردم بلوچستان شد تا جائیکه روزهای اخیر تعداد ب